
دانلود رمان دوست نداشتنی از آیدا با فرمتهای pdf، اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم
مگی دختریست که آنقدر نادیده گرفته شده، که خودش را در زندگی نامرئی فرامیخواند. نه توقع دارد، نه شکوه میکند؛ فقط نفس میکشد. همیشه نفر دوم است، همیشه آن کسی که برگزیده نمیشود. گذشتهاش سرشار از لحظههایی است که مهر از او دریغ شده، و همین او را به این باور رسانده که گویا نقص از خود اوست. پس وقتی کالب به زندگیش پا میگذارد، اولین پاسخش گریز است، نه شور. کالب نه از آن رو متفاوت است که بینقصتر است؛ بلکه از آن رو که میماند. حتی وقتی مگی با زخمهایش او را پس میزند، حتی وقتی خود را دوستنداشتنی میپندارد.
پدر از این موضوع حسابی عصبانی شد و تقریبا جبره اون رو قطع کرده بود تا اونها کاری که بهشون سپرده بود رو کامل انجام بدن. اگه به خاطر این نبود، اونا هیچ وقت هافمن رو پیدا نمیکردن. اون آدم برای این شغل مناسب بود. مشتاق و احمق بود و خیلی راحت میشد ترسوندش. در ضمن، لیست مشتری هاش بسیار قابل توجه بود که بیشترشون مشتری ماریجوانا بودن ولی علاجش خیلی راحت بود. این که استفاده کننده ی ماریجوانا رو تشویق به مصرف به ماده ی جدید کان اصلا کار سختی نبود. تا وقتی این نیومده بود، ایده ی بیل درباره ی رونق کسب و کارشون فقط این بود که تو کوچه های خلوت و بارها منتظر بمونه ولی اونجا جای خوبی برای پیدا کردن مشتری جدید نبود. مکان هایی مثل کلوپ های رقص با هر جایی که افراد جوون اونجاها پرسه میزدن بود. اینو میدونست
چون از ماه دسامبر شاهد عوام در خواب فرو رفته ای پورت فر بود و اون همه چیز رو تا سه برابر بیشتر کرده بود. لیست مشتری های جدید رو تو ذهنش مرور کرد و با افتخار لبخند زد. ظاهرا که پدرشون در مورد این اشتباه کرده بود. الآن کیه که به همه چیز گند میزنه، پدر؟ این این بود که همه ی کارها رو انجام میداد که اصلا کار امونی هم نبود شمال ایالت نیویورک بسیار جای مردی بود. در ضمن، پلیس ها همه جای ایالت بودن چون تابستان گذشته سه نفر اور دوز کرده بود که اون هم تقصیر بول بود. الن چند بار باید بهش توضیح میداد که تو میکس کردن مواد بیشتر دقت کنه؟ مواد پدر خیلی قوی بودن و شهرت خوبی داشتن ولی بیل هیچ وقت نمیتونست درصد میکس کردنشون رو درست انجام بشه. اون بود که به همه چیز گند میزد به این در ضمن، این مرد اخبار بود. مثلا اون شب توی پارک تا چشمم به نظر لاغری که تو پارک پرسه میزد.
افتاد، عقده ی به دست اوردنش رو گرفت بدون شک اون عاشق دخترای جوون و خوشگل بود. مریضه بهش میگفت که این دختره خوب باهاش میجنگه و اونم عاشق جنگیدن باهاشون بود. وقتی چشم هاشو بست، میتونست صدای التماس عالم بشنوه که باعث میشد از خوشمالی موهای گردنش سیخ بشه انگه سرو کله ی دوست پسر اش پیدا نشده بود اونوقت میتونست به دستش بیاره. ولی مجبور شد به دختر دانشجو راضی بشه از دخترای دانشجو متنفر بود چون خیلی برای ان پیر بود. دستش رو به روی جاگوش کشید باید دوباره تیزش میکرد. ماجراجویی که با اون دختره داشت باعث شده بود کمی از تیزیش کاسته بشه ان گفت ” هی ، اینو نگاه ” روزنامه رو بالا گرفت روز شنبه قراره تو شهر به فستیوال برگزار بشه یک عالم آدم به اون جا خواهد اومد و ما خیلی راحت میتونیم بدون جلب توجه بریم
بینشون تو جمعیت گم شدن خیلی آسونه بیل میخواست این جوری حواس برادرشو پرت کنه خیالش راحت شد که تو روزنامه چیزی درباره ی قتل نوشته نشده بود. از پاک کردن گند های این خسته شده بود برادرش بدون فکر کرد عمل میکرد. و هیچ وقت برای کاری برنامه نمیریخت. وقتی بچه بودن، این بیل بود. که باید نقشه میریخت تا الی رو از مخمصه نجات بده. اون بود که باید فرم های این رو پر میکرد تا پدرشون تقیمه که انگلیسی رو افتاده و اون بود که به این فکر افتاد که 50000 دلاری رو تو اتاق خواهرشون قایم كان تا به جای آن، تقصیرها به گردن اون بیوفته دختره ی احمق خوب کلنکی بابتش خورد. هر چی بزرگ تر شدن، دردسرهای آن بیشتر شد. چیزایی مثل دزدی ماشین تجاول، ضرب و جرح دزدی مسلمانه و هر چیزی که فکرشو بکنی و این بیل بود که نجاتش میداد. ولی بیل نمیتونست علاقه ی داداشش به چاقو رو کنترل کنه.









