میهن بوک
دانلود رمان | میهن بوک منبع رمان های رایگان جدید و عاشقانه
میهن بوک
دانلود رمان وستا pdf از AZI.H10 با لینک مستقیم

دانلود رمان وستا از AZI.H10 با فرمت‌های pdf، اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم

از میان تلخیِ زندگی، آن‌گونه که در رؤیاهایم تصور کرده بودم نبود… در پیچیدگیِ همین روزهای سخت بود که عشق را تجربه کردم. عشق مردی که نخستین دیدارمان، دستانش حلقه‌وار بر گردنم تنیده بود تا نفس‌هایم را بستاید. و لعنت بر من… لعنت بر این دلِ بی‌خرد که شیفته چشمان او شد؛ چشمانی شبیه به گرگی درنده. همان گرگی که پنجه‌هایش راه هوا را بر من می‌بست و من، بی‌اختیار، در ژرفای نگاه خونخوارش غرق شده بودم.

خلاصه رمان وستا

خب، حالا گور بابای تو و معشوقه‌هایت! ما آمدیم نمایشگاه نقاشی، نه مراسم رونمایی از دوست‌دخترهای جنابعالی! مکثی می‌کند و پس از چند دقیقه، در حالی که هنوز در کنارم خیره به تابلو است، از آن حالت شوخ‌طبعی خارج می‌شود و با لحنی جدی می‌پرسد: “چه خبر از کاپو؟” ناگهان چشمان تیز و نافذش در برابر دیدگانم ظاهر می‌شود و من، بی‌اعتنا به آن نگاه، چند بار سرم را به جهات مخالف تکان می‌دهم و در پاسخ کارول می‌گویم: “کاپو دیگه کیه؟” کارول با تعجب می‌پرسد: “کاپو اگر بفهمد به او چه گفته‌ای، تو را از روی زمین محو می‌کند! طوری که انگار اصلاً وجود نداشته‌ای.” یاد آن روز و رفتار خشنش می‌افتم که مرا راهی بیمارستان کرد. بدنم لرزشی نامحسوس می‌کند و در حالی که با یادآوری آن صحنه، با وجود گرمای هوا، سردم می‌شود، می‌گویم: “مثل تخصص همهٔ مافیاها همینه!”

حرف مرا در هوا می‌قاپد و با تعجب می‌پرسد: “یعنی می‌گویی من هم قاتلم؟” به سمتش برمی‌گردم و با پوزخندی می‌پرسم: “غیر از اینه؟” لبخند دندان‌نمايی می‌زند و می‌گوید: “معلومه که نه. زدی به هدف.” خنده‌ام می‌گیرد! او همانند یک مرد عادی آمده و در حال معاشقه با کلمات است، گویی می‌خواهد با حرف‌هایش مرا به چالش بکشد و سپس به راحتی ذهن مرا مغشوش کند! اما این مرد فقط از دور زیباست. از نزدیک، خودش و زندگی‌اش آن‌قدر تاریک است که فکر نکنم کسی به راحتی به او نزدیک شود. یک قاتل! النا را می‌بینم که از آن طرف با حرکت سر به من اشاره می‌کند به سمتش بروم. در دل از خدا تشکر می‌کنم که مرا از دست این فرد نجات داد. “متأسفم، اما باید بروم پیش دوستم. باز هم از دیدنت، آن هم در اینجا، واقعاً ناراحت شدم!” بی‌اعتنا به لحن تند من، بی‌پروا می‌خندد.

“اما من از دیدنت خیلی هم خوشحالم شدم، عزیزم!” قطعاً در این چند سال، این مرد عقلش را کاملاً از دست داده است. به سمت النا می‌روم و در حالی که به لبخند مشکوکش خیره شده‌ام، می‌گویم: “باز چه در سر داری؟” در حالی که هنوز همان لبخند را بر لب دارد، می‌گوید: “این آقا کیست؟” با تعجب می‌گویم: “کی؟” اخم می‌کند. “همانی که یک ساعتی است مشغولش هستی و من این پشت را نمی‌بینی!” متوجه منظورش می‌شوم و سعی می‌کنم بحث را عوض کنم. “مواظب باش حین بازی، یک‌دفعه پرواز نکنی! به نظر می‌رسد امروز همهٔ طرح‌هایت خریداری شده!” نگاهی به اطراف می‌اندازد و با هیجان می‌گوید: “تا الآن که بیشترشان را خریده‌اند! و فکر نکن با این حرف‌ها موضوع را عوض کنی. بگو ببینم آن مرد کیست؟” با لحنی بی‌تفاوت می‌گویم: “یک آدم عجیب آمده بود از دوست‌دخترهایش تعریف می‌کرد.”

با تعجب می‌گوید: “وای! مسخره نکن دختر. مگر من با تو شوخی دارم؟” ابروهایم را بالا می‌برم و در حالی که دست‌هایم را روی سینه قفل کرده‌ام، می‌گویم: “به قیافهم می‌آید که با تو شوخی کنم؟” سرش را به چپ و راست تکان می‌دهد و می‌گوید: “فکر کردم آمده با تو آشنا شود، نه اینکه این حرف‌های بی‌سر و ته را بزند.” من هم سرم را مانند او تکان می‌دهم و دیگر حرفی نمی‌زنیم. چند ساعت بعد، در حالی که هوا کم‌کم تاریک می‌شود، نمایشگاه خالی می‌شود. النا پشت میزش می‌نشیند و در حالی که به نمایشگاه خالی نگاه می‌کند، می‌گوید: “فکرش را هم نمی‌کردم حتی یک تابلو برای خودم باقی نماند! کاش از قبل یکی را برای خودم کنار می‌گذاشتم.” “دختر، تو یک هنرمندی. می‌توانی بعداً هم برای خودت تابلو نقاشی کنی. مهم این است که الآن همه از هنرت خوششان آمده. از ته دل برایت خوشحالم، دختر. که بالاخره موفق شدی.”

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
از میان تلخیِ زندگی، آن‌گونه که در رؤیاهایم تصور کرده بودم نبود... در پیچیدگیِ همین روزهای سخت بود که عشق را تجربه کردم. عشق مردی که نخستین دیدارمان، دستانش حلقه‌وار بر گردنم تنیده بود تا نفس‌هایم را بستاید. و لعنت بر من... لعنت بر این دلِ بی‌خرد که شیفته چشمان او شد؛ چشمانی شبیه به گرگی درنده. همان گرگی که پنجه‌هایش راه هوا را بر من می‌بست و من، بی‌اختیار، در ژرفای نگاه خونخوارش غرق شده بودم.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    وستا
  • نویسنده
    AZI.H10
  • صفحات
    1286
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • میهن بوک
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

درباره سایت
میهن بوک
دانلود رمان: میهن بوک پایگاه معرفی و دانلود بهترین رمان های الکترونیکی PDF , EPUB و صوتی کمیاب رایگان فارسی و خارجی جدید و قدیمی بدون سانسور
آمار سایت
  • 4958 نوشته
  • 631 محصول
  • 376 کامنت
  • 2294 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " میهن بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
hacklink panel |
betgamon |
casino |
casinolevant |
deneme bonusu veren yeni siteler |
bahis siteleri |
casinolevant |
casinolevant |
casinolevant |
deneme bonusu veren yeni siteler |
bahis siteleri |
casinolevant |
gamdom |
gamdom giriş |
deneme bonusu veren yeni siteler |
deneme bonusu veren yeni siteler |
deneme bonusu veren siteler 2026 |
bahis siteleri |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |