میهن بوک
دانلود رمان | میهن بوک منبع رمان های رایگان جدید و عاشقانه
میهن بوک
دانلود رمان تانگو روی پل فردوس pdf از فرزانه صفایی فرد با لینک مستقیم

دانلود رمان تانگو روی پل فردوس از فرزانه صفایی فرد با فرمت‌های pdf، اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم

تانگو تنها یک رقص نیست؛ روایتِ گذار از فردیت به سوی یک هویت جمعی تازه است. در این مسیر، منیت‌ها فرو می‌ریزند تا جهانی نو در میانۀ دو انسان ساخته شود. جهانی که تنها متعلق به اکنونِ آن دو نیست، بلکه تمام آنچه پیش از این بوده‌اند را در خود حمل می‌کند: تربیت خانوادگی، پیشینه‌ی فرهنگی، خاطرات کودکی، حتی سایه‌ی پدر و مادری که سال‌ها پیش، هر کدام را به شکلی متفاوت ساخته‌اند. حالا پرسش بنیادین این است: مرز سازگاری کجاست؟ دو انسان تا کجا می‌توانند از تاریخ خود عبور کنند تا به “ما”یی پایدار برسند؟ و آیا اساساً عبور کامل ممکن است، یا همیشه بخشی از “من” در این میان گم خواهد شد؟

خلاصه رمان تانگو روی پل فردوس

دیروز وقتی با هم حوالی خانه قدم می‌زدیم، پرسید کی می‌خواهم به خانواده‌ام بگویم. جواب «هیچ‌وقت» بود. تعجب نکرد، اما غمگین‌تر شد. اصلاً از وقتی نیما سراغش رفت و باعث شد به خانه‌مان بیاید، تابانی که می‌شناختم نبود. همان زن آزاد و خوش‌صحبت و جذاب که شیفته‌ی طرز فکرش بودم. این روزها انگار فقط باید شخصیت دیگر آدم‌های اطرافم را می‌دیدم، همان بعد پنهان وجودشان را. اصرارى به توجیه کار نیما نداشت و این خوب بود. اصلاً حرفی از پسرش نمی‌زد، حتی از بذر هم حرفی نمی‌زد. بیشتر درباره کار حرف می‌زدیم یا مثلاً تغییراتی که این محله از سال‌ها پیش کرده بود. سؤال دیروزش شاید اولین سؤالی بود که به موقعیت فعلی‌مان مربوط می‌شد. از صبح که اندازه‌ی کل هیکلم بالا آوردم، روی تخت افتاده‌ام و نمی‌خواهم بلند شوم. سؤال دیروزش هنوز توی ذهنم هضم نشده و مدام با تصویر خاله مولود برایم دور می‌شود.

هرچند به خاطر نگهداری از نوه‌اش حسابی گرفتار است، اما باز هم پنهان کردن از مامان و فرخنده راحت‌تر است تا او. تا کی می‌توانم همه را گول بزنم؟ در باز می‌شود. اول بوی جوجه داخل می‌آید و بعد نیما با یک سینی پر از خرت‌وپررت‌هایی که می‌خواهد از راه دهان من به بچه‌اش برساند. امروز هم مرخصی گرفته است. همین‌طور پیش برود، چند روز دیگر اخراج می‌شود و با خیال راحت ور دل من می‌ماند. نمی‌دانم با این اوضاع چطور می‌خواهد بچه‌اش را بزرگ کند. صدایی توی ذهنم می‌گوید: به من چه؟ به خودش و رگ پدری قُلُنبه‌شده‌اش مربوطه. پشت می‌کنم و زیر پتو مچاله می‌شوم. می‌دانم که سرمای تنم از ضعف است و درجه‌ی زیاد کولر که حاضر نیستم کمش کنم امروز. مرض خودآزاری و نیما‌آزاری به سرم زده است. دلم پیش سپیده است، فکر اوضاع خرابش با سامان. اما نمی‌توانم همه‌ی ذهنم را از آنها پر کنم، چون… فردا تولد بابای بذر است.

امسال چه بدموقع به دنیا می‌آید. خوب است که من دیگر تا بعد از به دنیا آمدن بذر در این خانه و در کنار او تولدی ندارم. پتو را از رویم کنار می‌زند. پوست تنم بلافاصله دانه‌دانه می‌شود. خم می‌شود و ریموت اسپلیت را برمی‌دارد و کمش می‌کند. حواسش نیست که باید آرام بگذاردش کنارم. می‌کوبدش روی تخت. هنوز هم حرصش را سر همه چیز خالی می‌کند، الا من. دست می‌اندازد زیر بازویم و به‌زور بلندم می‌کند. می‌خواهم یاغی‌گری کنم اما انرژی‌اش را ندارم. یک‌دفعه نشستنم روی تخت سر و کله‌ام را گیج می‌کند. پشت به من کرده و سمت سینی رفته است. حالم را نمی‌بیند. باز می‌خواهم عق بزنم، اما جلوی خودم را می‌گیرم. می‌دانم این دیگر از ضعف است و ربطی به بذر ندارد. همیشه با بشقاب غذا برمی‌گردد. از آن روز که از سلامت بچه ترساندمش، دیگر از بیرون غذا نمی‌خرد.

خانمی را به خانه آورده که سال‌ها در نبود تابان برای نظافت و آشپزی به خانه‌شان رفت‌وآمد داشته و حالا دوباره دست‌به‌دامنش شده است. میل من اما بیشتر به همین جوجه‌هایی است که خودش هرچند روز یک بار برایم سیخ می‌زند. در واقع برای بچه‌اش. روبه‌رویم روی تخت می‌نشیند. نگاهش می‌کنم… برعکس این روزها که نگاهش نکرده بودم. ریش‌هایش درآمده و بلند شده است. مثل وقتی بابا مرد و فرخ تا چهلمش اصلاح نکرد. نگاه خیره‌ام را که می‌بیند، پلکش می‌پرد. صدایش را هم دیگر خیلی نشنیده‌ام، جز آن روز که از کنار در توالت بلندم کرد و هی گفت: «جبران می‌کنم.» جبران شد؟ نه. پس بیانش به چه دردی می‌خورد؟ چشم‌هایش سر به زیر. تمام تکه‌های جوجه را می‌خورم و به همه‌شان آدرس خانه‌ی بذر را می‌دهم. دیگر هیچ چیز از دست این مرد به دل لبخند نمی‌نشیند. بشقاب که خالی می‌شود، جایش را یک لیوان شربت آب‌لیموی خنک می‌گیرد.

  • اشتراک گذاری
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    تانگو روی پل فردوس
  • نویسنده
    فرزانه صفایی فرد
  • صفحات
    801
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • میهن بوک
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

درباره سایت
میهن بوک
دانلود رمان: میهن بوک پایگاه معرفی و دانلود بهترین رمان های الکترونیکی PDF , EPUB و صوتی کمیاب رایگان فارسی و خارجی جدید و قدیمی بدون سانسور
آمار سایت
  • 4958 نوشته
  • 631 محصول
  • 376 کامنت
  • 2294 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " میهن بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
hacklink panel |
betgamon |
casino |
casinolevant |
deneme bonusu veren yeni siteler |
bahis siteleri |
casinolevant |
casinolevant |
casinolevant |
deneme bonusu veren yeni siteler |
bahis siteleri |
casinolevant |
gamdom |
gamdom giriş |
deneme bonusu veren yeni siteler |
deneme bonusu veren yeni siteler |
deneme bonusu veren siteler 2026 |
bahis siteleri |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |