میهن بوک
دانلود رمان | میهن بوک منبع رمان های رایگان جدید و عاشقانه
میهن بوک
دانلود رمان استاکر من pdf از جگر کول با لینک مستقیم

دانلود رمان استاکر من از جگر کول با فرمت‌های pdf، اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم

عشق حقیقی تا آخرین نفس است. اما هوس، تا فراسوی ابدیت می‌ماند. مکنزی شیپلی از همان ابتدا تقدیرش در گرو من بود. تنها چیزی که کم بود، آگاهیِ خودش بود. او مرا ندیده بود. در دنیایش، من همان رؤیای محوشدنی بودم که در سکوت شب به سراغش می‌آمد. مَثَل زمزمه‌ای بی‌صدا. لمس نسیمی که هرگز نمی‌مانَد. هر کاری که می‌کنم، برای اوست. وظیفه‌ام پاسداری از اوست. محافظتش کنم و گرگ‌های پنهان در تاریکی را از آستانهٔ خانه‌اش برانم. حاضرم جانم را پیشکشش کنم. او اعتیادِ ریشه‌دار من است. وسواسِ آرامِ نگاهم. می‌گویند عشق واقعی یک عمر دوام می‌آورد. اما وقتی مکنزی در میان باشد، یک عمر کوتاه است. من او را برای یک زندگی تمام نمی‌خواهم. او را برای همیشه می‌خواهم. و هیچ چیز و هیچ کس توان ایستادن در راهم را ندارد.

خلاصه رمان استاکر من

نمی‌دونم واقعاً چی انتظار داشتم از امشب. منظورم اینه که قطعاً نه این اتفاقی که افتاد. ولی نباید هم خیلی توقعم بالا می‌بود. آخه دارم درباره‌ی ‘من’ و ‘قرار گذاشتن’ حرف می‌زنم، که با مردا کلا رابطه‌ی خوبی ندارم. چشمام رو بستم، هنوز سرم چسبیده به در. شام هم که نخوردم توی قرار شامم. آخه قرارم تقریباً قبل از اینکه شروع بشه، تموم شد. دیگه گرسنگی امونم رو برید. یه ناله کردم و کلید رو چرخوندم. همون موقع صدای باز شدن در آپارتمان پشتی رو شنیدم. “زود برگشتی؟” برگشتم و یه لبخند از سرِ شکست به الیسا، دوست و همسایم، زدم. “آره دیگه.” اخم کرد. “چه گوه کاری اتفاق افتاد؟” “یه شکست دیگه.” با دلسوزی نگام کرد. “لعنتی، تو واقعاً تو انتخاب کردنشون استعدادی داری، نه؟ ” الیسا نصف ماجرا رو هم نمی‌دونه. از جزئیات همه‌ اون رابطه‌های شکست خورده خبر نداره؛ از همه‌ی اون قرار ملاقات‌هایی که وسطش خراب می‌شن.

و صد در صد نمی‌دونه که من بیست و چهار سالمه و هنوز حتی با یه پسرو هم نبودم. “خب، با برد چطور بود؟ لابد پاش گیر کرد به همون خودشیفتگی تو خالیش؟” خندیدم. “خیلی بامزه بود. ولی اون آدم خوبی بود.” الیسا پوفی کرد و بعد با خجالت شونه‌ای بالا انداخت. “اوه، ببخشید. می‌دونم تو با اینجور آدما بزرگ شدی.” چشمام رو چرخوندم، ولی الیسا بیراه نمی‌گفت. من واقعاً توی دنیایی بزرگ شدم که خیلی‌ها ندیدنش. وقتی بابات سناتور باشه و خونوادت از اون پولدارایی باشن که خونواده‌ی من هستن، یه جور دیگه بزرگ می‌شی. از بزرگ شدنم خجالت نمی‌کشم، ولی دوست هم ندارم پز بدم. و الان دیگه اون آدم سابق نیستم. خدمتکارا، پیشخدمتا، آشپزا؛ یه دبیرستان پولدار فانتزی و بعدش یه مدرسه‌ی شبانه روزی خیلی فانتزی‌تر و گرون‌تر. الیسا و من فقط از وقتی با هم دوستیم که من بعد از دانشگاه اومدم اینجا زندگی کنم.

اون همه‌ی چیزایی که مربوط به بزرگ شدنم می‌شه رو نمی‌دونه، ولی اونقدر می‌دونه که بتونه بهم تیکه بندازه. “خب، می‌خوای بگی چه اتفاقی افتاد یا نه؟” “نه.” لباشو آویزون کرد. “اوه، بیخیال! واقعاً؟” یه پوزخند زدم. “باشه،” تسلیم شدم. “چرا که نه؟ بذار تو هم تو بدبختی‌هام شریک باشی.” “خب؟” “گفت عاشق یه مَرده. “الیسا یه جوری با تعجب و ناباوری نگام کرد. “اوه، جدی؟” “همین رو گفت.” “اونم دقیقاً تو اولین قرارتون اینو گفت؟” شونه‌هامو انداختم بالا. “آدما عجیب و غریبن دیگه.” “آدمای پولدار عجیب و غریبن،” زیر لب گفت. “البته غیر از تو که الان اینجا وایسادی.” لبخند زدم. “خب، نمی‌دونم دیگه چی انتظار داشتم.” “فکر نکنم کسی همچین چیزی رو بتونه پیش‌بینی کنه،” به چارچوب درش تکیه داد و یه آه کشید. “می‌خوای بیای یه چیزی ببینیم؟ منظورم اینه که تقریباً هالووینه، می‌تونیم هوکوس پوکوس بذاریم یا یه چیز ترسناک دیگه؟”

“شاید فردا؟” لبخند زد. “باشه. هی، خودتو اذیت نکن. به نظرم تو لیاقتت خیلی بیشتر از بِرَده.” زیر لب گفتم: “مرسی” ولی زیاد مطمئن نیستم که بتونم. زیاد مطمئن نیستم که اصلا قراره با کسی قرار بذارم. ولی هرچی بیشتر می‌گذره، کمتر منطقی به نظر می‌رسه. منظورم اینه که من به خودم می‌رسم. دوست دارم بدوئم، خوب لباس بپوشم، و معمولا وقتی می‌خوام برم بیرون یه کاری با موهام می‌کنم. باهوش هم هستم. از دانشگاه با شاگرد اولی فارغ التحصیل شدم، و الان هم دارم تو برنامه‌ی فوق لیسانس بیوشیمی نورث وسترن درس می‌خونم، مثل الیسا. نمی‌خوام این حرفا جوری به نظر برسه که دارم پز میدم. ولی یه وقتایی واقعاً برام عجیب و گیج کنندست که فکر کنم چطور به بیست و چهار سالگی رسیدم و هنوز حتی یه رابطه هم نداشتم. الیسا لبخند زد. “خب، اگه به چیزی نیاز داشتی، می‌دونی کجا پیدام کنی.”

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
عشق حقیقی تا آخرین نفس است. اما هوس، تا فراسوی ابدیت می‌ماند. مکنزی شیپلی از همان ابتدا تقدیرش در گرو من بود. تنها چیزی که کم بود، آگاهیِ خودش بود. او مرا ندیده بود. در دنیایش، من همان رؤیای محوشدنی بودم که در سکوت شب به سراغش می‌آمد. مَثَل زمزمه‌ای بی‌صدا. لمس نسیمی که هرگز نمی‌مانَد. هر کاری که می‌کنم، برای اوست. وظیفه‌ام پاسداری از اوست. محافظتش کنم و گرگ‌های پنهان در تاریکی را از آستانهٔ خانه‌اش برانم. حاضرم جانم را پیشکشش کنم. او اعتیادِ ریشه‌دار من است. وسواسِ آرامِ نگاهم. می‌گویند عشق واقعی یک عمر دوام می‌آورد. اما وقتی مکنزی در میان باشد، یک عمر کوتاه است. من او را برای یک زندگی تمام نمی‌خواهم. او را برای همیشه می‌خواهم. و هیچ چیز و هیچ کس توان ایستادن در راهم را ندارد.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    استاکر من
  • نویسنده
    جگر کول
  • صفحات
    270
لینک های دانلود
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • میهن بوک
  • برچسب ها:
دیگر نوشته های
موضوعات
ورود کاربران

درباره سایت
میهن بوک
دانلود رمان: میهن بوک پایگاه معرفی و دانلود بهترین رمان های الکترونیکی PDF , EPUB و صوتی کمیاب رایگان فارسی و خارجی جدید و قدیمی بدون سانسور
آمار سایت
  • 4958 نوشته
  • 631 محصول
  • 376 کامنت
  • 2294 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " میهن بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.
hacklink panel |
betgamon |
casino |
casinolevant |
deneme bonusu veren yeni siteler |
bahis siteleri |
casinolevant |
casinolevant |
casinolevant |
deneme bonusu veren yeni siteler |
bahis siteleri |
casinolevant |
gamdom |
gamdom giriş |
deneme bonusu veren yeni siteler |
deneme bonusu veren yeni siteler |
deneme bonusu veren siteler 2026 |
bahis siteleri |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |
deneme bonusu veren siteler |