میهن بوک
دانلود رمان | میهن بوک منبع رمان های رایگان جدید و عاشقانه
میهن بوک
دانلود رمان هیژا pdf از مهری هاشمی با لینک مستقیم

آخرین ویرایش رمان هیژا اثر مهری هاشمی فایل PDF رایگان (ویرایش جدید) – سازگار با گوشی و تبلت + دانلود با لینک مستقیم

ژیار راشد، مردی که برای محافظت از مادر و برادر کوچکش از دست پدر ظالم، مجبور به پذیرش شغل اجدادی‌شان می‌شود. شغلی که جز مرگ چیزی ندارد. دشمنان بی‌رحم ژیار، با هدف نابودی‌اش، دست به حمله می‌زنند و همسر و فرزند او را می‌کشند. ژیار نیز در این حمله به شدت زخمی شده و به کما فرو می‌رود. در این میان، ماهلین، زنی که به طرز غیرمنتظره‌ای وارد زندگی ژیار می‌شود، با دیدن این شرایط، روند داستان را تغییر می‌دهد. حضور او زندگی ژیار را به سمت حقایق و اتفاقات هدایت می‌کند.

خلاصه‌ رمان هیژا

ساعت از نیمه شب گذشته بود و باز من پشت در اتاق دویست و هفت بودم. بعد اون روز بارها خودم رو لعنت کردم که چرا اونکار رو کردم و آخرین بارم بود اما الان بعد یه هفته به محض رفتن اون پرستار باز پشت درم و باز کلید انداختم تا وارد اتاقش بشم. نگاهی به اطراف انداختم و دقیقاً مثل یه دزد وارد شدم. قلبم تند می‌کوبید. دقیقاً مثل آدمی بودم که از یه ماراتون سنگین پاش به اینجا باز شده، نفس نفس می‌زدم و ضربان قلبم روی هزار بود، تند تند چند تا نفس عمیق کشیدم تا حالت عادی به خودم بگیرم. اون پرده‌ی سفید رو کنار زدم و وارد شدم. با دیدنش روی تخت و چشم‌های بسته‌ش یه کمی حالم گرفته شد، راستش انتظار داشتم بیدار باشه تا تلاش کنم به حرف بیارمش.

با قدم‌های آروم سمت تختش رفتم تا نکنه بیدارش کنم. خیره به صورتش روی صندلی مشکی رنگ کنارش نشستم، حجم زیادی از موهاش روی صورتش ریخته بود و یه سرمم بهش وصل بود، اما چرا، نکنه غذا هم نمی‌خورد؟ اما من می‌دیدم که پرستار هر روز غذای بیمار و خودش رو می‌گرفت. چیزی که خیلی باعث تعجبم میشد، اکسیژنی بود که مدام بهش وصل بود. یعنی مشکل تنفسی داشت که حالت عادی نمی‌تونست دمی از هوا بگیره؟! متعجب نگاهم رو روی تخت و میز کنارش چرخ دادم و با دیدن چند تا شیشه‌ی آمپول خالی که احتمالاً تو سرمش خالی شده بود از جام پا شدم. به لطف درسی که خونده بودم و پست هر روزه‌م و دارو دادنم به مریض‌ها بیشتر داروها رو می‌شناختم و با خوندن جلد یکیشون اخم‌هام توی هم شد.

چه نیازی به تجویز این دارو واسه مریضیه که اصلاً تکونی به اندامش نمیده؟ مصرف این دارو به خودیه خود اندام‌ها رو فلج می‌کنه و اجازه نمیده بیمار کنترلی روی اندامش داشته باشه. چرا باید به بیمار داروهایی رو بگیره که تو اتاق عمل استفاده میشه؟ با عجله جلد بعدی رو برداشتم. آرام بخش قوی، اینقدر قوی که می‌تونست شخص رو وارد به خلسه‌ی مرگبار کنه و داروی بعدی هم همینطور. چرا دکتر همچین دارویی واسش تجویز کرده واقعاً لازمه؟ یعنی اگه اینارو مصرف نکنه امکان تشنج یا آسیب رسوندن به خودش و بقیه هست؟ ولی اینا که داروی ضد تشنج نیست، اگه خیلی بدبین باشم اصلاً بدشون نمیاد که …

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
ژیار راشد، مردی که برای محافظت از مادر و برادر کوچکش از دست پدر ظالم، مجبور به پذیرش شغل اجدادی‌شان می‌شود. شغلی که جز مرگ چیزی ندارد. دشمنان بی‌رحم ژیار، با هدف نابودی‌اش، دست به حمله می‌زنند و همسر و فرزند او را می‌کشند. ژیار نیز در این حمله به شدت زخمی شده و به کما فرو می‌رود. در این میان، ماهلین، زنی که به طرز غیرمنتظره‌ای وارد زندگی ژیار می‌شود، با دیدن این شرایط، روند داستان را تغییر می‌دهد. حضور او زندگی ژیار را به سمت حقایق و اتفاقات هدایت می‌کند.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    هیژا
  • نویسنده
    مهری هاشمی
  • صفحات
    5044
خرید کتاب
55,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • میهن بوک
  • 55,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

درباره سایت
میهن بوک
دانلود رمان: میهن بوک پایگاه معرفی و دانلود بهترین رمان های الکترونیکی PDF , EPUB و صوتی کمیاب رایگان فارسی و خارجی جدید و قدیمی بدون سانسور
آمار سایت
  • 4709 نوشته
  • 478 محصول
  • 368 کامنت
  • 1147 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " میهن بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.