ژیار راشد، مردی که برای محافظت از مادر و برادر کوچکش از دست پدر ظالم، مجبور به پذیرش شغل اجدادیشان میشود. شغلی که جز مرگ چیزی ندارد. دشمنان بیرحم ژیار، با هدف نابودیاش، دست به حمله میزنند و همسر و فرزند او را میکشند. ژیار نیز در این حمله به شدت زخمی شده و به کما فرو میرود. در این میان، ماهلین، زنی که به طرز غیرمنتظرهای وارد زندگی ژیار میشود، با دیدن این شرایط، روند داستان را تغییر میدهد. حضور او زندگی ژیار را به سمت حقایق و اتفاقات هدایت میکند.