
دانلود رمان مرد شیشه ای من از رویا نیکپور با فرمتهای pdf، اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم
شنیدی میگن عشق خودش میاد؟ یواش یواش توی دل جا باز می کنه و یهو مثل غده سرطانی کل وجودت و می گیره. حالا هر چقدرم سیاه و مغرور باشی بازم عشق کار خودشو می کنه. داستان درباره یه اشتباهه یه اشتباه که می تونست باعث خیلی چیزا بشه. نکته ی خیلی خیلی مهم: بعضیا فکر می کردن رمان دو جلده. عزیزای من رمان دو جلد نیست تکرار می کنم دو جلد نیست. من زمانی که رمان رو آنلاین می نوشتم برای راحتی خواننده هام که ممکنه با آنلاین خوندن راحت نباشن رمان رو تا یه پارتی فایل کردم که بعضیا به اشتباه فکر کردن جلد اوله.
خوشم نمیاد هیچ آدمی بیاد خونم حتی… حتی کسایی که دوستشون دارم و برام عزیزن که البته دیگه پیدا نمیشه. بعد اون اتفاق کذایی سعی کردم بهش فکر نکنم تا حالمو خراب نکنه سیگاری از جیبم در آوردم و گوشه لبم روشنش کردم پکهای عمیق میزدم تا فراموش کنم هر چی تو دنیا بود و هست رو.
فراموش کنم منم یه زمانی ساده بودم، شاهین همیشه بهم می گفت پرهام” خوبه شکست عشقی نخوردی پسر و گرنه میخواستی چکار کنی؟ بی خیال دنیا بابا” اون همیشه دل خوش بود، خوبه والا . ته مونده سیگارم رو انداختم توی سطل زباله ی ماشین ماشین رو همونجا کنار خیابون پارک کردم و از ماشین پیاده شدم .مثل همیشه محکم قدم برداشتم به سمت خونه کلید انداختم و در رو باز کردم. به سمت آسانسور رفتم و دکمهی طبقه ی سوم رو فشار دادم . اون آهنگ رو مخ تو آسانسور پلی شد. اعصابم خودش خط خطی بود که اینم خطی رو اعصابم می کشید کلافه بودم و دلیل اینهمه کلافکی رو نمی دونستم. به هدفم رسیده بودم و نمی دونم چندمین دختر رو نابود کردم .
این کار یه لذت خاصی برام داشت که تو هیچ کاری این لذت نبود از آسانسور پیاده شدم و رفتم داخل خونه خسته بودم. به خاطر هدفم مجبور بودم شاهین و داخل خونه راه بدم مجبور بودم این کارا رو بکنم ولی آخرش خود شاهین و نابود میکنم. پوزخندی زدم و رو مبل نشستم . تلوزیون و روشن کردم تک تک کانالا رو بالا پایین کردم . هیچی نداشت به سمت موبایلم رفتم اس ام اسی از هانیه داشتم.
این دختره ی سیریش مطمئنا حالا حالاها بیخ ریشمه . باید مطمئنش کنم که بره به درک دخترا فقط به وسیله برای من بودن نه چیز دیگه . اخمی روی پیشونیم جا خوش کرد از اینکه فکر کنم هانیه موندگاره ، من از این دختر متنفرم اون وقت این مثل کنه خودش بیاد بهم بچسبه؟ چندش آوره اینکه بازیشون میدادم لذتی وصف نشدنی برام داشت. به قاب عکس کناریم دستی کشیدم. انگار که تیری در تاریکی زده باشن یه خط سفید بین یه قاب سیاه افتاد خاک هاشو پاک کردم و به عکس خودم زل زدم موقعی که لبخند به لب داشتم.
عکس رو پرت کردم تو دیوار جوری که شکست و هر خورده شیشه اش ریخت هر طرف به سمت گوشیم رفتم تا ببینم این دختره چی میگه . اس ام اسو بازش کردم باشه پرهام . من هر چقدر پول بخوای بهت میدم ولی بدون بد با دلم کردی . خیلی بد کردی تو اصلا می دونی عشق چیه ؟ پوزخندی زدم عشق تو زندگی من جایی نداشت. تو برنامههای من نبود. تصورش هم غیر ممکن بود . همون موقع پیام جدیدی اومد . نوشته بود –پرهام ببین من هنوزم دوستت دارم میتونیم برگردیم مثل اون روزا هه چقدر خوش خیال بود . من اگه عاشق بشم به درد لای جرز میخورم.









