میهن بوک
دانلود رمان | میهن بوک منبع رمان های رایگان جدید و عاشقانه
میهن بوک
دانلود کتاب عمویم نباش pdf از ناشناس با لینک مستقیم

دانلود کتاب عمویم نباش از ناشناس با فرمت‌های pdf، اندروید، آیفون، نسخه اصلی با ویرایش جدید و لینک مستقیم

ختری تنها و سرگشته، در برخوردی با مردی به نام «جاوید» آشنا می‌شود. جاوید مردی مرموز است که در نگاه اول قلب نرگس را می‌رباید. او هر روز از پیش عاشق جاوید می‌شود و باور می‌کند که سرنوشت آن‌ها را به هم می‌رساند. رابطه آرام و پر از زمان شیرین آغاز می‌شود، اما با گذشت زمان، نرگس احساس می‌کند که جاوید چیزی را از پنهان می‌کند. نرگس که مشتاق کشف حقیقت است، به کندوکاو گذشته‌ای جاوید می‌پردازد و کم‌کم به حقایقی هولناک پی می‌برد.

خلاصه کتاب عمویم نباش

 دو کفتر عاشق رو تنها گذاشتم و به خونه برگشتم به لطف از حال رفتنم کلاس امروزم کنسل شده بود و فردا باید شیفت صبح و عصر رو باهم میرفتم. خاله خانم توی آشپزخونه مشغول پخت میرزا قاسمی معروفش بود و مامانی هم داشت از آرزوهاش برای دیدن جانان و بچه ی جاوید تعریف میکرد. خوابم میومد و فردا هم حسابی کار داشتم برای همین بعد از یک شب بخیر کلی و قفل کردن درب اتاقم، خوابیدم. حوصلم سررفته بود و سر وکله زدن با یه مشت دختر و پسر بچه ی خنگ واقعا کلافم کرده بود. بچه هایی که قلمو گرفتن رو هنوز بعد دوماه یاد نگرفته بودن اماپدر ومادراشون اصرار داشتن

این بچه باید از همین کودکی پیکاسو و کمال الملک بار بیاد. با هر جون کندنی بود کلاسم با بچه های سه تا پنج سال تموم شد و بالاخره تونستم یه نفس راحت بکشم. حسابی کلافم کرده بودن،گوشیم زنگ خورد. شماره ناشناس بود، جواب دادم: الو بفرمایید؟ چند لحظه بعد صدای شنگول اشنایی پیچید توی گوشم: –سلام محیا بلا، سانازم کجایی دختر؟ وقتی خودش رو معرفی کرد، ناخوداگاه اخم کردم و گفتم: –به به ساناز جونم از اینورا؟ صدای باد میومد، قهقه ای زد و گفت: –اومدیم شمال، برنامه داریم با بچه ها، بیا و عموجونتم بیارقبل از اینکه حرفی بزنم و یا چیزی بگم،خندید و بی قیدانه گفت: –دلم برا طعم سالارش لک زده!

دهانم باز و بسته شد و اما صدایی ازش خارج نشد! با حالش چندش واری صورتمو جمع کردم و جواب دندون شکنی بهش دادم: –عروسی جاوید نزدیکه وقتی برای مهمونی نیست! خدا نگهدار. بدون این که منتظر جوابی بمونم تلفنو قطع کردم و خط امتداد ساحلو تا رسیدن به ویلا پیش بگیرم. به دیدن درب حیاط نفس راحتی کشیدم و داخل شدم. تمام چراغ های خونه روشن بود ولی من حوصله رو به رو شدن با خانواده رو نداشتم به طوری ازشون تا حد زیادی فراری شده بودم. وارد سالن شدم و همه نگاه ها به طرفم جلب شد. ناچاری سلام دادم و همه با گرمی جوابمو دادن اما جاوید انگار هزار درجه با دیروزش فرق می کرد.

خودمو توی اتاقم پیدا کردم و تمام لباس ها رو توی سبد رخت چرک ها ریختم و خیلی فوری دوش گرفتم. حوله ای دورم پیچیدم و از حموم بیرون اومدم. با دیدن جاوید که توی اتاقم بود، جیغ نسبتا بلندی کشیدم که حواسش به طرفم جلب شد. –چه خبرته مگه جن دیدی؟ حولم رو سفت گرفتم و جواب دادم: –نه توقع نداشتم بیای بالا. دنبال لوسیونم بود که جاوید شیشه کوچیکش رو تکون داد و گفت: –دنبال این می گردی؟ سری تکون دادم. خواستم از دستش بگیرم که طی یک حرکت روی تخت پرتابم کرد. –خودم برات میزنم! دراز بکشم، حولتو باز کن. دلم آرامش می خواست و فقط خودش می تونست این آرامشو بهم بده.

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
ختری تنها و سرگشته، در برخوردی با مردی به نام «جاوید» آشنا می‌شود. جاوید مردی مرموز است که در نگاه اول قلب نرگس را می‌رباید. او هر روز از پیش عاشق جاوید می‌شود و باور می‌کند که سرنوشت آن‌ها را به هم می‌رساند. رابطه آرام و پر از زمان شیرین آغاز می‌شود، اما با گذشت زمان، نرگس احساس می‌کند که جاوید چیزی را از پنهان می‌کند. نرگس که مشتاق کشف حقیقت است، به کندوکاو گذشته‌ای جاوید می‌پردازد و کم‌کم به حقایقی هولناک پی می‌برد.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    عمویم نباش
  • نویسنده
    ناشناس
  • صفحات
    ۱۱۳۳
خرید کتاب
50,000 تومان
دانلود بلافاصله بعد از پرداخت
اگر نویسنده این کتاب هستید و درخواست حذف آن را دارید
  • میهن بوک
  • 50,000 تومان
  • برچسب ها:
موضوعات
ورود کاربران

درباره سایت
میهن بوک
دانلود رمان: میهن بوک پایگاه معرفی و دانلود بهترین رمان های الکترونیکی PDF , EPUB و صوتی کمیاب رایگان فارسی و خارجی جدید و قدیمی بدون سانسور
آمار سایت
  • 4709 نوشته
  • 478 محصول
  • 368 کامنت
  • 1147 کاربر
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " میهن بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.